16دی
-
تاریخ: 1398/3/14 ساعت: 1:32
امسال یکی از بهتریناش بود
۶۸/۵/۱۶
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 2:29
کره رو مینداخت تو یه کاسه ی رویی کوچیک و وقتی داغ شد توش تخم مرغ میشکوند و تند و زیاد هم میزد تخم مرغا سرخ میشدنو کاسه پر از تخم مرغ هم زده و روغن کف کرده میشد.همه میدونستیم نیمرو رو اینجوری دوست داره . بعد از اون دیگه هیچ وقت هیچکی تو خونمون اون مدلی نیمرو درست نکرد. پ.ن:تولدشه
صدای زندگی
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 4:42
از صمیم قلبم بهت تبریک میگم.و برات آرزوی خوشبختی میکنم. برای من ،تو همیشه یه دوست قدیمی و خوب و مهربونی که شاید بهتر از هرکسی منو میشناسه حتی اگه خودت اینو ندونی :)
آرزو دارم که مرگت را ببینم
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:21
برای مرگ یه نفر چند سال دعا و نذر کنی کافیه ؟هفده سال کمه ؟
✂
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 1:00
رفتم جلوی آینه و مثل همیشه و هر روز شروع کردم به شونه کردنه موی بلندمو بعد بافتمش از توی کشوی میز قیچی رو برداشتمو چیدمشون....شاید همش توی یه دقیقه اتفاق افتاد.بدون فکر،تعلل،تردید! قیچی وسط گیس موهام بود که یهو تازه فهمیدم چی شد... حالا همه میان میگن: چرا؟؟!! انگار که موی کوتاه یه "اشتباه" باشه که ه
امیرعباسم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 1:00
یه وقتایی یه اتفاقایی میافته که به آدم ثابت میشه اولویتای آدم اون چیزایی نیست که فکر میکرده.میفهمه یه چیزایی هستن که حاضره همه ی اولویت هاشو به خاطرشون زیر پا بزار یه جوری که انگار اصن از اول هم مهم نبودن .یه اتفاقایی که میگی خدایا هیچی نمیخوام .
گفتند که از افسردگی بنویسیم
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 19:06
افسردگی یعنی یه کرختی مزمن تو تموم لحظه ها ،وقتی دارم میخوابم غذا میخورم دوش میگیرم قدم میزنم موزیک گوش میکنم یا حتی میخندم... یعنی روزها و روزها و روزها توی تخت چمباتمه زدن یعنی یه بیتفاوتیِ خاصِ عجیبی نسبت به همه ی اتفاقات خوب و بد که دیگه مهم نباشه چی شده ،چی میشه،یا چی قراره پیش بیاد،یعنی روزی د...
محمودم
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 12:27
روز مرد،روز پدر،روز تکیه گاهاسمش هرچی باشه مهم نیست،مهم اینه که توی زندگی من،تو بودی که این نقشو داشتی و چقدر خوب بلد بودی از پس این مسئولیت بربیای.ما بهت تکیه کردیم...سرنوشت،تقدیر،دنیا،مرگ،خدااسمش هرچی باشه مهم نیست،مهم اینه که تو رو از ما گرفت...رو
قوی باش
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 12:27
تظاهر به قوی بود از قوی بودن خیلی سخت تره!برای همین من تصمیم گرفتم بینشون دومی رو انتخاب کنم.زندگی و شرایط رسید به یه حد از درموندگی که من دیگه نتونستم ادای ادمای قوی رو دربیارم مجبور شدم واقعا محکم باشم و این پروسه مراحل مختلفی داشت.اول خوب شکستم ..
شمس لنگرودی
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 8:36
بهاری دیگر بی حضور تو از راه می رسدو آن چه که زیبا نیستزندگی نیستروزگار است که می گذرد.
فرشته ی به نام مادر
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 8:36
اصلا فرض کن امسال همه بدبیاری و رنج فرض کن همه دویدن و نرسیدن فرض کن همه دل شکستگی و دلتنگی همین که در کنار همه ی روزهای تلخم تو را و آغوشت را داشتمبرایم از همه ی دنیا کافیست."بیتا"
حول حالنا الی احسن الحال
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 8:36
ساعتای آخره سال نود و پنجه تا لحظات آخر سال همه در حال جنب و جوش هستن که همه چی برای شروع سال جدید آماده باشه.اما حقیقت اینه که سال تحویل فقط یه لحظه س مثل همه ی لحظه های قبل و بعدش.هیچی عوض نمیشه.معجزه ای اتفاق نمیافته.نه صلح جهانی میشه نه فقر از بین میره نه تخت بیمارستانا خالی میشه حتی شاید خ
آن روز...
-
تاریخ: 1395/11/13 ساعت: 3:03
مشتی خاک شَتَک میشود به آسمانو زنی از حال میرود.دختری زجه موره میکند . به صورتش خنج میکشد و رد چهار ناخن بلند روی صورتش خراش می اندازد.خاک و غبار آمیخته شده است با سیاهی مانتوی بلند و شال مشکی اش مردی میانه سال سیگاری میگیراند و بغضش را با دود سیگار مزه مزه میکند و بازدمش را با دود پرت میکند در هوا ...
دندون خرگوشی
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
نمیدونم همه ی حرفاش راست بود یا نه آدم این روزا سخت باورش میشه اینچیزارو اما اگه راست بود یعنی مرد هنوزم پیدا میشه خب این خودش نشونه ی خوبیه.هوم ؟مگه نه؟:)
زمستان
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
این منمزنی تنهادر آستانه ی فصلی سردفروغ فرخنژاد
خودت آماده ی رفتنی و ترست نمیزاره
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
خودت میخوای بریخاطره شی اما دلت میسوزه تظاهر میکنی عاشقمی این بازی هر روز نترس آدم دم رفتن همشدلشوره میگیرهدو روز بگذره این دلشوره هااز خاطرت میره
16 دی
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
بچه که بودم،وقتی میگم بچه بودم یعنی از وقتی یادمه.همیشه منتظر بودم که اطرافیانم به عنواین مختلف سورپرایزم کنن برام لذت بخش بود اینکه اونقدر مهم باشم که برام انرژی و زمان صرف بشه حالا این سورپرایز کوچیک یا بزرگ فرقی نمیکرد اما همیشه دوست داشتم این حسو.وقتی نزدیک تولدم میشد تبدیل به یه کارگاه نکته سنج...
آقای سنجاقک
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن!با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سالهابوسه و گریه، شکوه لحظهی دیدار... فکرش را بکن!سایهها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترکخنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!ابر باشم تا که ماه نقرهای را د...
جک اسپارو
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
در راستای چندین پست قبل تر یادم رفت اینو بگم که:خطا! گزینه ی مورد نظر پیدا نشد!:))
ثبتش میکنم تا یادم بمونه اگه پشت دستمو داغ کردم براش نباید دوباره تکرارش میکردم!
-
تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 5:40
تا حالا فکر میکردم تا آخر عمرم هرکی هر کاری در حقم بکنه تو کل زندگیم فقط از یه نفر متنفر میشم و متنفرم میمونم اما کم کم دارم میفهمم که غیر اون یه نفر هستن کسایی که توانایی دارن نفرت انگیز باشن.اونقدر بد باشن و بدی کنن که آه بکشم که دلم بشکنه و از ته دلم بگم که نفرینشون میکنم.که دنیا گرده که خدا جای ...